بندرانزلی 2
سلام نفسم





همونطور که در پست بندرانزلی١ ( 8یا9پست پایینترازپست فعلی)نوشتم به علت زیاد بودن عکس های سفرمون به انزلی تصمیم گرفتم اونها رو در سه پست جداگانه بذارم.
قبل از گذاشتن عکس ها یادی ازسال گذشته میکنم و یه عکس از 4ماه ونیمگیت میذارم که رفته بودیم انزلی...همونطور که در پست قبل قول دادم انشاالله در پست بعدی چندتا دیگه عکس از اون زمان باز هم خواهم گذاشت




آرین کوچولوی مامان
حالا بفرمایین به ادامه مطلب


شبها شما داخل پشه بند واینجا میخوابیدین ومامان هم حتما باید کنارت بوددر این چند شب برخلاف قبلابیشتر خواهان شیر مامان بودی...ببین چکارا میکنی با دل مامان گلم؟حالا که دیگه باید کم کم از شیر بگیرمت تازه علاقه مندتر شدی به خوردن شیر مامانی.خیلی دلم گرفت وقتی فکر کردم باید بزودی ازشیر گرفته بشی
..
حالا فعلا ٢ماهی وقت مونده تا اونموقع زیاد خودم رو ناراحت نمیکنم چون بالاخره باید این دوره هم ظی بشه وباید قوی باشم..من یه مادر قوی هستم چونمیدونم پسرم دوست داره مامانی قوی باشه وبخوبی بحران ها رو مدیریت کنه...بگذریم عکس بعدی رو ببین جالبهههه!!!


این عکس پارسال مهرماهه که شما9ماهه بودی واومده بودیم انزلی.چه شیطونکی بودی.گهوارت هم برده بودیم تا راحت داخل پشه بندش بخوابی خوشگلم..


صبح روز دوم سفرمون وآرین خان کنار دریا


آرین خان از دیدن چی اینقدر بوجد اومدی گلپسرم؟؟


خدای من ازدیدن این مرغ دریایی ذوق زده شدی؟شما وبابایی بهش خیلی نزدیک بودین گلم اما مامان خیلی دور وزوم دوربین بیشتر نتونست مرغ دریایی رو بگیره.تازه خودم هم ندیدمش بابایی اشاره کرد که من ازش عکس گرفتم.


کنار ساحل کمی باد نسبتا خنک میومد وزودتر از دیروز اونجا رو ترک کردیم وبیشتر در محوطه سرسبز وزیبای روبروی ویلا بازی کردی.عاشق جمع کردن میوه های کاجی.


میوه های کاج رو جمع میکردی ذوق میکردی ومیگفتی:مامانی کاج...کاج


هرچی هم جمع میکردی میریختی اینجا؟!!


بعداز بازی با میوه های کاج مشغول دویدن وتجسس در محیط اطراف شدی




به سرعتگیر خیابون بسیار خلوت محوطه گیر داده بودی یا روی اون راه میرفتی یا


ویا از روش رد میشدی ودوباره برمیگشتی وچندین بار تکرار میکردی





بعداز طهر اونروز رفتیم به دیدن بندر انزلی عکس هاش رو در پست بعدی میذارم
بدرود تا پست بعدی پسر خوش سفر ومهربون مامان



بندرانزلی 2
