عموصفا ونداجون متشکرم
پسر نازنینم اینروزااینقدرسرم به شما گرمه که بسختی میتونم بیام وبلاگ شما رو بنویسم.واز موردهایی که منتظرفرصت بودم تا بنویسم رو دارم برات مینویسم.
عزیز دل مامان خدا رو هزاران بارسپاس میگویم که عموهای نازنینی به شما عنایت کرده است.از جمله عمو صفا وهمسر نازنینشون نداجون.
عموصفا وندا جون نتونستندبرخلاف خواسته قلبیشون در مراسم تولد شما در جمع ما باشند.هرچند جاشون خیلی خالی بود و میدونستیم که قلب اونا هم پیش ماست اما خوب همیشه شرایط اونطور که میخواهیم پیش نمیره واین برای همه آدم ها ممکنه پیش بیاد.همینکه مطمئنیم دوستمون دارند ودوستشون داریم کافیه.(عمو وزن عمو جان از قبل جای دیگه دعوت شده بودند)همچنین زحمت کشیدند وکادویی برای شما تهیه کردند که مامانی برات عکس اون رو یادگاری میذاره.دست نازنینشون درد نکنه.عمو وزن عمو جان همیشه به شما محبت دارندوهمیشه ودر تمامی مراسم های دیگر شما حضور داشتند.
عمو جون وندا جون دوستتون دارم ممنونم به یادم بودین.



عموصفا ونداجون متشکرم
