شاهزاده آرین میرزاییشاهزاده آرین میرزایی، تا این لحظه: 14 سال و 10 ماه و 2 روز سن داره

بقچه عشق

پسرعزیزتر از جانم 11ماهه شد

سلام عزیزمامانی روزسه شنبه 14آذز 11ماهت کامل شد.یعنی 2روز پیش.                            11 ماهگیت مبارک نفسم ببخش مامانی کمی دیر شد ونتونستم همون روز 14وبلاگت رو آپ کنم.چون مامانی از13این ماه سرمای بدی خورده وزیاد حال وحوصله نداشتم .از این بگذریم بعداز ظهر روز 14تب شدیدت مامان ونگران کردکه البته عاقبتش خداروشکر به خیر منتهی شدولی در کل این اتفاقات ناخوشایند کلا مامانی رو بیحوصله کرده.الان هم ساعت5/11شب بود که شروع کردم بنوشتن وهمچنان دارم تاالان که نزدیک یک نیمه شبه مینوی...
17 آذر 1391

نی نی آرین مای بیبی میشود

پسرنانازی مامان روزبروز شیطون تر وجیگرتروخوردنی ترمیشی .الهی فدای شیطونی هات بره مامانی. اینروزا وقتی میخوام پوشکت رو عوض کنم اوووووووووه نمیدونی چه ماجراها که نداریم.قبلنا هم سخت میذاشتی پوشکت رو عوض کنم ها اما الان دیگه اصلا نمیذاری.البته واسه باز کردنت مشکل نداریم همین که میخواهیم پوشک جدید رو ببندیم ماجرا شروع میشه باید تو خونه دنبالت بدوم وسرت رو گرم کنم بلکه شایدپوشکت رو هرطور شده( کج وماوج حتی)بتونم ببندم.دیگه با اسباب بازی و تلویزیون هم نمیشه حواست رو پرت کنم .اما جدیدا وقتی میخواستم پوشکت رو تعویض کنم یه پوشک دیگه میدادم دستت وشکل روی اونو نشونت میدادم ومیگفتم ببین مامانی جوجوداره     چه جوجوی خوشگلیه &...
11 آذر 1391

جاروشارژی

پسرنازنینم توخونمون هر چی وسیله پیدابشه  ازجمله اسباب بازیهای شازده هم به حساب میان!!!!(رادیو.کامپیوتر.سشوار.اتو........)درصورتیکه بعضی هاشون خطرناک باشند اونموقع مامانی وبابایی باوجوداصرارشدیدشما اجازه نمیدند باهاشون بازی کنی وبایداونارو ازجلوی چشم شما دور کنند.امااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا یه وسیله هست که شما از اون با کمال تعجب بیزاری.اون وسیله  جاروشارژی خونمونه.تا اونوببینی میپری بغل مامانی یا اگه من نباشم میزنی زیر گریه!!!!! واییییییی حواسم نبود اینم اینجاس!!!!! الهی مامان فدات بشه.توکه هزار ماشالله از هیچی ترس وواهمه نداری اونوقت از این فنقله ج...
10 آذر 1391

پسر باهوش من؟!!

امروز صبح باماشین هات بازی میکردی وسعی داشتی اونا رو از زیر روروئکت رد کنی.عکس ها کاملا گویای همه چی هستندالبته مامانی توضیحاتش هم زیرشون نوشته .خودت ببین گلم: یه کم دیگه مونده.برووووووماشینییییییی. هورررررااااااا بالاخره ردش کردم. حالا نوبت ماشین زردمه.ااااااااااپس چرا رد نمیشهههههههه؟؟؟؟؟؟ حالا فهمیدممممم باید اینطوری ردش کنم خوووب حالا که ردشون کردم اون زیر... ازکوجا درشون بیارم هااااا؟؟؟؟ بذارین ببینم از اینجا میشه؟......نههههههه نمیشه کهههههه!!!!!!!!!!!!!!!! بیخیال بابا.برم پای مامانی رو بگیرم. الهی مامان فدات بشه عزیزدل باهوش من.تعجبم از این بودتوکه فهمیدی ماشین...
8 آذر 1391

بزرگداشت حضرت علی اصغر(ع)

                                         یا اباعبدالله        انی سلم لمن سالمکم      وحرب لمن حاربکم     الی یوم القیامت        سلام برحسین (ع) واولاد حسین(ع) واصحاب حسین(ع) ایام سوگواری حضرت اباعبدالله الحسین بر تمامی    شیعیان جهان تسلیت باد امروز روز بزرگداشت طفل شیرخواره امام حسین (ع) ب...
3 آذر 1391

روزی که به این دنیا قدم گذاشتی

هزاربوسه بسوی خدا فرستادم ازآنکه دیدن توقسمت خدایی بود                                            شب از کرانه دنیای من جدا شده بود                                            که هرچه بود توبودی و ...
2 آذر 1391

اینم عکس 4دست وپارفتن آرین جونی

دیروز اینقدر ذوقیدم یادم رفت عکس بگیرم از 4دست وپارفتنت عزیزمامان.اما امروز هم که وقت شد  ازت عکس بگیرم دیگه هرکار کردم نرفتی شیطون مامان.از صبح هم خوب میرفتی ها اما عصری کلی نازت وخریدم تابری.انگار با عکس گرفتن مخالفی.چه کلاسا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!           فدای ناز کردنات نفسم عسلم یکم 4دست وپا برو ...ببین مامان و...اینطوری................ بازم متوجه نشدی یا نمیخواهی 4دست وپا بری؟؟؟!!!!!!!!!!!!!! به من میخندی عسلم.مامان داره یادت میاره چطوری بری دیگهههههه!!! یعنی اینجوری برم مامانی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟...
28 آبان 1391

آرین خان 4دست وپا می رود

امروز27آبان 91گل پسر مامانی رو بازم سورپرایز کرد.الهی قربونت بشم مامانی که خستگی امروز رو ازتنم در آوردی مامانی مدتی بود که انتظار این لحظه رو می کشیدقندکم. امروز عصر مامان ایران خونه ما بود وبا گل پسر بازی میکردومامانی هم با مامان جون تلفنی صحبت میکردکه شاهزاده کوچولوی مامان یهویی 4دست وپا اومد سمت مامانی تا تلفن رو از مامانی بگیره .بقدری مامانی ذوق زده شد فراموش کرد بامامان جون ادامه صحبتش رو بده ودوید اومد سمتت وبغلت کردوبردت بالای دستش ومیچرخوندت وقربون صدقت میرفت.آخه یک ماهی میشد سعی داشتی بری اما همون سینه خیز رو ترجیح میدادی و2قدم بیشتر4دست وپا نمیرفتی اما اون لحظه کامل رفتی حدود2متر.امروز10ماه و13روزت بود گلم.  &nb...
27 آبان 1391

این روزها وآرین خان

از الاکلنگ بازی با کریرت لذت میبری کافیه چشم مامانی رو یه لحظه دور ببینی.داری عکس خودت رو در بک گراند لب تاپ لمس میکنی.وقتی مامان بیاد سریع محل وقوع شیطنت رو ترک میکنی و پشت سر هم میگی نه نه نه نه با فتحه. عاشق تماشا کردن از پشت پنجره ای. به همه جاسرک میکشی.دستت رو از پشت دریچه میز نگاه میکنی وبرات جالبه!!!!! وقتی با بابایی میری ددر انگاری جایی رو فتح کردی.یکم تحویل بگیر ماروووو. در ماشین هات رو دیگه با انگشت باز وبسته میکنی سطل بازیت رو اینطوری میگیری و میگی اووووووووو.از صداش لذت میبری. روی زانوهات میشینی وماشین بازی میکنی (البته مدت خیلی کمی این حالت رو تحمل میکنی) با انگشت اشاره اشاره م...
25 آبان 1391

لباس سقایی آرین

                              السلام العلیک یا ابا عبدالله الحسین(ع)   چندلحظه پیش مامان ایران اومد خونمون ویه لباس سقایی  واست خریده بود.قراره اونو در مراسم عزاداری محرم بپوشی.فردا روز اول ماه محرم است. الان هم با بابایی رفتی خونه مامان جون وتا یه ساعت دیگه برمیگردی.منم سریع عکس گذاشتم. ببین مامانی. انشاالله در زندگیت هم امام حسین(ع) را سرمشق قرار دهی. ...
25 آبان 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به بقچه عشق می باشد