مادر بزرگ
سلام عزیزترینم. میخوام از مادر بزرگم چندسطری برایت بنویسم .نمیدونم چرا هرچه سعی میکنم نمیتونم از انباشته ذهنم مطلبی در مورد ایشون بنویسم .وقتی بیاد میارمش قلبم درد میگیره وچشمام خیس ولبریز میشم از دنیای خاطرات شیرین با او....... یادش بخیر.............................. منو ببخش پسرم .دیگه نمیتونم بیشتر بنویسم فقط بگم که: یکسال شد که دیگه وجود مهربونش رو کنارمون حس نمیکنیم.چقدر دوست داشت تورو ببینه اما دنیا ی بیوفا...... پسرم شما 6ماهه بودی که مادر بزرگم از پیشمون رفت ...
نویسنده :
فرزانه (مامان آرین)
16:00
روزی بیادموندنی از دریچه دوربین عکاسی
علاقه زیادی به نوازش گلها داری اما هرگز اونارو نمیکنی.انشاالله همیشه اینگونه باشی گل مادر. ازتماشای گل وسبزه لذت میبری هنوز از گذاشتن کلاه بر روی سرت بیزاری.اما بابایی سعی میکنه کلاهت رو بذاره روی سرت . راستی این کلاه رو مامان ایران واسه روز مرد واست خریده. مثه اینکه تازه یادت افتاده کلاه روی سرته وباید اونو برداری. مامانی وشاهزاده کوچولوش آرین خان عسل. عکس ها مربوط به دیروز جمعه 11خرداد92میباشد. ...
پسر 16 ماهه ام +( مادرانهههههههههههه)
سلام سلام هزاران سلام تقدیم پسر شیرینم. اینروزها زمانیکه خونه باشیم تمام سعی مامان اینه که شما رو به هر نحوی سرگرم کنه وگرنه بهانه گیری هات شروع میشه و دوست داری بری بیرون از خونه.درسته حق داری عسل من که بخوای بری ددر اما دیگه نمیشه که مدام هم بیرون باشیم اگه با شما باشهههه که کاملا موافقی تمام اوقاتت ددر باشی. گاهی ماشین شارژیت رو میارم تو هال وشما سوارش میشی کمی رانندگی میکنی بعد از مدتی خسته میشی ومیای پایین وشروع میکنی به هل دادنش.جالب اینجاست که در این حین سی دی های مورد علاقه ات مثه بانی نی یا سی دی راهنمایی ورانندگی و...رو هم تماشا میکنی وهمینطور که به بازی مشغولی تماشا کردن تلویزیون ه...
حال وهوای اینروزای گل پسرم
سلام عزیزترینم. امروز تصمیم دارم از گذران اینروزهای عزیزم بنویسم.این روزهاآرین عزیزم در حالی روزهای زیبای بهاری رو سپری میکنه که هم زمان امتحانات ترم پایانی دانشگاه بابا کاظم هست وگل پسری کمتر بابایی رو میبینه واز طرفی در شرف عروسی تکدونه خاله اش خاله نگین عزیز ودوست داشتنیش هستیم(به قول خودش آجی) اینروزها کاملا تمام روز رو با مامان هستی ومنم سعی دارم تمام شرایط رو مهیا کنم تا لطمه ای به درس خوندن بابا وارد نشه وایشون بتونه در کمال آرامش امتحاناتش رو پشت سر بگذاره.واز طرفی شاهزاده کوچولوی مامان هم روزهای شاد وخوبی رو بگذرونه. همینطور سعی میکنم در حد توانم این روزها کنار خواهر عزیز ودوست داشتنی خودم خاله نگین باشم هرچند شرمنده ...
نویسنده :
فرزانه (مامان آرین)
23:24
تقدیم به نغمه سرای عشقم پسرم
عزیزترین مادر.خوب من....بدان هرگز!....هرگز!......نگرانی ودغدغه ای برای زود به حرف اومدن شما به ذهنم راه نداده ام (هرچند شما در سن خودت خیلی خوب زبان باز کردی)چون میدانم بالاخره دیر یا زود هر کودکی زبان باز خواهد کرد اما آنچه که مهم است برایم چگونگی سخن گفتن شما ست . پسرم این زبانی که خدای مهربون بهت هدیه داده قدر بدان وشاکر باش و مواظب باش .....جان مادر مواظب باش ..... یه وقت کلمه ای بر زبان نیاری که دلی آزرده گردد. میدونیکه: دل شکستن لحظه ای زمان میبرد وجبران آن سالها.البته اگر مهل...
روز پدر
پدر یعنی تپش در قلب خانه پدر یعنی تسلط بر زمانه &nbs...
برای تو که بهترین لحظات زندگیم رو با تو بدست آوردم
تقدیم به پاکترین قلب دنیا
آرین خان در نمایشگاه کتاب تهران
سلام به پسر کتاب دوست مامان. جمعه گذشته به اتفاق خانواده داداشی ارشیا رفتیم نمایشگاه کتاب.قبلش مامان وبابا هماهنگی لازم رو انجام دادند تا بتونیم شما رو هم حتما با خودمون ببریم. اما در ابتدا فکر کردم چون امسال امتحانات دانشگاه بابا جون زودتر شروع میشه وایشون از الان مشغول درس خوندن هستند ترجیحا در مورد رفتن به نمایشگاه که خیلی دلم میخواست برم به بابا حرفی نزنم که دیدم خودشون چند روز پیش پیشنهاد رفتن رو دادندومامان هم با خوشحالی پذیرفت.چون خیلی دوست دارم هر سال شرایط جور بشه وشما رو هم به این نمایشگاه ببرم تا خودش یک حرکت فرهنگی باشه در جهت علاقه مندی شما به کتاب وکتاب خوانی.انشاالله که به امید حق بتونم به این مورد هر سال جامه...












