شاهزاده آرین میرزاییشاهزاده آرین میرزایی، تا این لحظه: 14 سال و 10 ماه و 2 روز سن داره

بقچه عشق

28صفر

                      درشب رحلت پیامبر اعظم (ص)......اشک غم میریزیم وبی تاب میشویم....عروج آسمانی اش را تسلیت میگوییم........یا رسول الله....مانندشما دیگر در پهنه زمین تکرار نخواهد شد.....اما با تکرار صلوات بر شما نور حضورتان را در قلب خود احساس میکنیم.               رحلت پیامبر عظیم اسلام حضرت محمد مصطفی (ص)وشهادت باب الحوایج آقا امام حسن مجتبی (ع) برتمام شیعیان تسلیت باد   ...
22 دی 1391

یک جمله حاوی صدها کتاب

پسر نازنینم.برات روز تولدت در برگه یادگاریت مطالبی نوشتم که از میون اونها علاقه خاصی به این قسمتش دارم واونو الان برات میذارم: حضرت علی(ع): بزرگواری به همت بلنداست.....نه به استخوان پوسیده نیاکان ما.  امام حسن عسگری(ع): تمام پلیدی ها در خانه ای قرارداده شده وکلیدآن دروغگویی است.   ...
21 دی 1391

سنجش بینایی

دیروز از مرکز بهداشت تماس گرفتند که امروز صبح بریم سنجش بینایی شما.صبح بابا یی امتحان داشت وباباعباس  شما رو به همراه مامانی ومامان ایران  بردند مرکز بهداشت.حتی 17دی ماه هم که برای چکاپ 12ماهگی شما رفتیم مرکز بهداشت زحمت بردن شما رو بابا عباس کشیدند چون بابایی بازم سر جلسه امتحان بودند.دستشون درد نکنه. ناگفته نمونه واز حق نگذریم آقاجون هم همیشه بهمون میگه اگر خواستین  آرین رو جایی ببرید وکاظم کار داره به من اطلاع دهیداما چون بابا عباس مشغله کاری سبکتری نسبت به ایشون داره   زحمتش رو تقبل میکنه. خداروشکر همه چی در معاینه چشم شما عالی بودومشکلی نبود. وهمچنین همینجا از فرصت استفاده میکنم واز بابت داشتن پدر ...
20 دی 1391

آخرین ماه از اولین سال زندگی آقا آرین

پسر نازنینم در طی ماه 12شما پیشرفت خوبی داشتی. هنوز به طور مستقل راه نمیری اما از مبل بالا میری وپایین میای.برای مدت بیشتری وایساده بدون کمک میمونی.اما اگه بفهمی نگرفتیمت خودت رو رها میکنی وخیلی هول میکنی.گاهی هم لوس لوسکی سروگردنت رو به عقب هول میدی اونم با شدت ومیخندی که کلی مامانی رو میترسونی. هنوز همون 4تا دندون رو داری اما 2دندون کناری دندونهای بالات متورم هستندو خارش وگاهی درد دارند که اذیت میشی.عاشق مسواک انگشتیت هستی چون با اون خارش لثه هات کمی التیام میابه. باوجود اینکه به غذای سفره علاقه مندی اما هنوز مامانی برات غذای مخصوص خودت رو میپزه وغذاهای سفره رو درحد سرگرمی وآشنایی با غذاها ی دیگه بهت میدم اونم...
20 دی 1391

دو خبر خوب

خبرا رو به ترتیبی که متوجه شدم میذارم: اول اینکه دیروز شبنم جون زنگ زد به مامانی وگفت برای رادین جونی وبلاگ درست کرده.خیلی خوشحال شدم یه دوست عزیز دیگه به لینک دوستای آرین جونم اضافه شده.هوررررررررراااااااااااااااااااااااااا          آرین :رادین عزیزم وبلاگت مبااااااااارررررکککککککککک .                                         بعد از اون خبر خیلی خوبی که...
19 دی 1391

تولد یکسالگی

وان یکاد الذین کفرو لیزلقونک بالابصارهم لما سمعو ذکرویقولون انه لمجنو  ن  وماهو الاذکرللعالمین عزیزدل مامان یکسال از بهار روییدنت گذشت وچه سالی بود برای مامان وبابا.لحظه لحظه اونو در قلبمون حک کردیم......روزهای زیبایی که شاهد بالیدنت بودیم...شاهد اولین خندیدنت....اولین غلطیدنت.....اولین کلمه که بر زبانت جاری شد......دلهره های گریه هات.....بیخوابیهاو ............. خدایا تورا سپاس به خاطر تمام این نعمتهای شیرینت....که حتی سختیهاش هم شیرینن خدایا طعم شیرین مادر شدن رو به تمام منتظران فرزند عنایت فرما. عشقم......پسر مهربون ودوست داشتنی من تولدت هزاران بار مبارک. این روزه...
18 دی 1391

الان یا ماه بعد

این سوالی بود که این اواخرذهن  مامانی و بابایی روبرای برگزاری مراسم تولد شما مشغول کرده بود. گفته بودم  چون از 6ماه پیش مامانی آروم وسر فرصت هایی که بدست میاورد (اونم اکثرا اواخر شب که شما خواب بودی بود )تدارک تولد شما رومیدیدبعداز شب یلدا تقریبا 99درصد کارهای تم دار تولدت به پایان رسید. یه توضیح هم همینجا در مورد تم تولدت بدم :میدونی پسرم از زمانیکه متولد شدی هر وقت صحبت تولد میشدباخودم فکر میکردم چقدر دوست دارم  تولد یکسالگی شما رو تم دار بگیرم وتقریبا 50درصدش رو هم موفق شدم .البته اونم  با کمک دایی محمد عزیز وبابایی مهربونت که خیلی بهم کمک کردند.وگرفتن تولد تم دار هم اگر بخواهی خودت کارهاش رو انجام بدی ویه پسر ناز ...
17 دی 1391

غیبت 2هفته ای

سلام به دوستان گل آرینم وهمچنین پسرعزیزم. این 2هفته ای که گذشت هفته بسیار پر مشغله ای داشتیم با یه عالمه اتفاق های مختلف که قشنگترین وبهترینشون تولد پسر نازنینم آربن خان بود.نمیدونم از کجا شروع کنم واز کدوم بنویسم اما فکر کنم از تولد عزیزم  اول شروع کنم بهتر باشه. پسر خوشگل وباهوشم تولد شما دقیقا روز اربعین آقا امام حسین (ع)بود.ومامان وبابا که ازقبل اینو میدونستند تصمیم داشتند بعد از ماه محرم وصفر برات جشن بگیرند. اما مامانی از ماهها پیش برای تولدت تدارک میدید.یعنی حدود6ماه پیش.حتما الان میگی ای بابا مگه چه خبره 6ماه برای یه جشن تولد!!!!!!!!!!اما عزیزم بعدها که بزرگتر شدی وپدر شدی خواهی فهمیدکه واقعا در شرایط بچه داری حتی برای یه ...
17 دی 1391

اولین یلدای آرین عزیزم

اول از همه بر خود لازم میدونم یلدا رو به تمام کودک های گل این سرزمین ایران عزیزم وپدر ومادرهای نازنینشون تبریک بگم مخصوصا اون کوچولوهای نازی که اولین شب یلداشون رو هم سپری کردند مثل عزیز دل مامان آرین گل خودم.                                                   پسر نازم امسال شب یلدا ی مامان وبابا کاملا با یلداهای گذشته فرق میکردواونم این بود که امسال یه گل خوشگل و نازنین محفلمون رو گرما بخش بود  &...
4 دی 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به بقچه عشق می باشد